شنبه ۱ آبان ۱۳۸۹ ه‍.ش.

سکس ایستاده با خالم

خالم سه سال از من کوچیک تره و من خیلی تو کفش بودم. یه بار که اومد خونمون تو خواب رفتم زیر پتوش. آروم شلوارشو طوری که بیدار نشه کشیدم پایین تا زیر کونش و بعد شورتشو هم کشیدم پایین. راستش چون تاریک بود من فقط گرمای کونشو حس می کردم که داشت دیوونم می کرد. بعد کیرم رو که داشت می ترکید از شورتم در آوردم و چسبوندم به لای کونش. وای که چه حرارتی داشت. داشتم دیوونه می شدم. دیگه دست خودم نبود. با یه دست لای کونشو آوردم بالا، کیرمو گذاشتم لای پاش و اون وسطای کار که کیرم لای پاش بود بیدار شد. اول خواست به روش نیاره ولی بعدش کیرمو با دست گرفت و نذاشت بزارم تو کونش. (البته خیلی آروم که بقیه بیدار نشن.) من هم به هر زحمتی بود کیرمو گذاشتم لای پاش. آبم که اومد ولش کردم. آخه تو خونه تنها نبودیم ولی از اون ماجرا چند سالی می گذشت و من ترسیدم که دوباره باهاش سکس داشته باشم. ولی هر جا برای چند لحظه تنها گیرش می آوردم خودمو بهش نزدیک می کردم. تا اینکه یک بار وقتی داشت ظرف می شست دیدم خونشون خلوته. البته بقیه تو حیاط بودن. من هم که خیلی وقت بود منتظر یه همچین فرصتی بودم. اولش می ترسیدم که بهش بچسبونم. اول به بهانه گرفتن لیوان و آب خوردن رفتم طرفش. پشتش به من بود. با یه دست لیوانو گرفتم و آروم خودمو بهش چسبوندم. کیرم رفته بود لای کونش. یه خورده خودشو کنار کشید ولی من به بهانه پر کردن آب تو لیوان خودمو محکم تر بهش چسبوندم. دیگه کیرم شق شده بود و اون که دیگه کیرمو لای کونش احساس کرد، متوجه شد چه خبره. اولش یه خورده مقاومت کرد ولی دید نمی تونه از دست من فرار کنه و یه بارم مزه کیرو چشیده بود، دیگه ساکت شد.من از ترس این که بقیه نیان خونه زود دست به کار شدم. در همون حالی که داشت ظرف می شست با یه دست سینه های نازشو مالوندم و دیدم اونم به شدت حشری شد. دیگه دیدم نمی تونم طاقت بیارم. با دست دیگم شلوار و شورتشو تا زیر کونش پایین کشیدم تا جایی که قلمبه کونش اومد بیرون. بعدش شلوار خودمو جوری که فقط کیرم دربیاد کشیدم پایین. پاهاشو باز کردم و کیرمو آروم گذاشتم لای پاش. وای چه گرمایی داشت. یه خورده بیشتر فشار دادم که تموم کیرم رفت لای پاش. با یه دست دیگم با کس نازش که هنوزم تو کفشم ور می رفتم. باید زود کارمو تموم می کردم. چند بار با کیرم تو لاپاش تلمبه زدم. دیگه داشت آبم می اومد. آبمو همون جا خالی کردم لای کونش و شورت و شلوارشو سریع کشیدم بالا. (آخه دستش کفی بود و نمی تونست.) بعد شلوار خودمو کشیدم بالا و سریع از اتاق رفتم بیرون تا کسی نفهمه. بعد از اون روز همدیگه رو می دیدیم ولی به روی خودمون نیاوردیم. ولی معلوم بود که باز دلش کیر می خواد. منم دیگه ترسم ریخت و هر جا که تنها می دیدمش می چسبوندم بهش. یه بار همین چند وقت پیش که تو یه اتاق تنها گیرش آوردم، از جلو از رو شلوار چسبوندم بهش. اولین بار بود کیرم به کسش می خورد. بهش مالوندم. آبمو تو شلوارم خالی کردم. بعد سریع از اتاق اومدم. هنوزم که هنوزه نتونستم یه جای تنها گیرش بیارم و کیرمو تو کونش بذارم ولی هنوز با هم سکس سرپایی داریم

‏هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر